مرضيه محمدزاده

73

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

در كساء بها و حله‌ى نور * بر حريم حرم فكند عبور هر طرف مىگذشت بهر طواف * در صف خلق مىفتاد شكاف زد قدم بهر استلام حجر * گشت خالى ز خلق راه گذر شاميى كرد از هشام سؤال * كيست اين با چنين جلال و جمال از جهالت در آن تعلّل كرد * وز شناسائيش تجاهل كرد گفت نشناسمش ندانم كيست * مدنى يا يمانى يا مكّيست بو فراس آن سخنور نادر * بود در جمع شاميان حاضر گفت من مىشناسمش نيكو * زو چه پرسى بسوى من كن رو آن كس است اين كه مكّه و بطحا * زمزم و بو قبيس و خيف و منا حرم و حلّ و بيت و ركن و حطيم * ناودان و مقام ابراهيم مروه ، سعى و صفا ، حجر ، عرفات * طيّبه و كوفه ، كربلا و فرات هريك آمد به قدر او عارف * بر علوّ مقام او واقف قرّة العين سيّد الشّهداست * زهره شاخ دوحه زهراست ميوه باغ احمد مختار * لاله راغ حيدر كرّار چون كند جاى در ميان قريش * رود از فخر بر زبان قريش كه بدين سرور ستوده شيم * بنهايت رسيده فضل و كرم ذروه‌ى عزّتست منزل او * حامل دولت است محمل او از چنين عزّ و دولت ظاهر * هم عرب ، هم عجم برو قاصر جدّ او را به مسند تمكين * خاتم انبياست نقش نگين لايح از روى او فروغ هدى * فايح از خوى او شميم وفا طاعتش آفتاب روزافروز * روشنائى فزاى ظلمت سوز جدّ او مصدر هدايت حق * از چنان مصدرى شده مشتق ز حيا نايدش پسنديده * كه گشايد به روى كس ديده خلق از او نيز ديده خوابانند * كز مهابت نگاه نتوانند نيست بىسبقت تبسّم او * خلق را طاعت تكلّم او در عرب ، در عجم بود مشهور * كو مدانش مغفلى مغرور همه عالم گرفت پرتو خور * گر ضرير نديد از آن‌چه ضرر شد بلند آفتاب بر افلاك * بوم از آن گر نيافت بهره چه باك بر نكو سيرتان و بدكاران * دست او را بر موهبت باران فيض آن ابر بر همه عالم * گر بريزد نمىنگردد كم هست از آن معشر بلند آئين * كه گذشتند از اوج عليّين